شعر "نمیدانم چه باید کرد"از کتاب لحظه ها و صحنه ها سروده مرحوم مهدی سهیلی شاعر معاصر است . از آثار این شاعر توانمند میتوان به  کتاب های : در خاطر منی٬ اشک مهتاب٬ لحظه ها و صحنه ها٬ سرود قرنٌ٬ نگاهی در سکوت و دهها عنوان کتاب دیگر اشاره کرد.

نمیدانم چه باید کرد؟

بمانم یا که بگریزم؟

اگر خواهم بمانم با تو٬ میبازم جوانی را

وگر خواهم که بگریزم٬ چه سازم زندگانی را

گریزان بودنم یکسو٬ غم فرزند از یکسو

کجا باید کنم فریاد این درد نهانی را

نمیدانم چه باید کرد؟

بمانم یا که بگریزم؟

اگر خواهم بمانم با تو ٬ این را دل نمی خواهد

گریز از خانه را هم یار پا در گل نمی خواهد

تو عاقل یاکه من دیوانه من یا تو به هر حال

عذاب صحبت دیوانه را عاقل نمی خواهد

نمیدانم چه باید کرد؟

بمانم یا که بگریزم؟

اگر خواهم بمانم با تو کارم روز و شب جنگست

وگر بگریزم از تو پیش پایم کوهی از سنگست

نخواندی نغمه با ساز من و بی پرده میگوییم

صدای ضربه ی قلب من و تو ناهماهنگست

نمیدانم چه باید کرد؟

بمانم یا که بگریزم؟

--------------------------------------------------------------------------------------------

ته نوشت۱: هفته ی قبل در روزنامه ی همشهری  با خواندن این مطلب که طلاق در تهران از خط قرمز هم گذشته یاد این شعر افتادم . نمیدانم شاید زوج ها قبلا بیشتر صبور بودن؟

ته نوشت۲: عجب دنیای زیبایی هست این دنیای مجازی. دوستانی که به طور مرتب به وبلاگ این حقیر میان میدونن هر شنبه این وبلاگ به روز میشه . دیروز بابت کلاسی که خارج از روند معمول برامون گذاشته بودن موفق به آپ کردن نشدم .باورم نمیشد چندین کامنت خصوصی داشتم که سوال کرده بودند پس چرا آپ نکردی همچنین چندتا ایمیل و پیامک و یک تماس تلفنی . خواستم تشکری کرده باشم و بگم از بابت محبت همگی ممنون.