داستان - گربه ای در معبد
بنام خدای مهر و ماه
در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام مراقبه ی راهب ها مزاحم تمرکز آنها میشد.بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد.
این روال سالها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد. سالها بعد استاد بزرگ درگذشت. گربه هم مرد. راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت ببندند تا اصول مراقبه ای را درست به جای آورده باشند.
سالها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت درباره ی اهمیت بستن گربه.
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 7:56 توسط سیدداود مقدسی
|